تبلیغات
به طراوت و شهامت یک سیب زندگی کنید. دانش 

به طراوت و شهامت یک سیب زندگی کنید. دانش - کفتگو(آزادی)




کفتگو(آزادی)

  • نویسنده: amid gm
  • تاریخ:یکشنبه 4 دی 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]
قسمت گفتگو مربوط به بحث است که میتوانید درقسمت نظرات نظر دهید ودر کفتگو شرکت کنید
__________________________________________________
موضوع گفتگو :آزادی به چه معناست ؟
نظر بدهیدجمعه همین هفته توسط مدیر جواب گذاشته می شود.
پاسخ:... ادامه مطلب.
1.
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تابلوی نقاشی آزادی هدایت کننده مردم اثر اوژن دولاکروا در سال ۱۸۳۰ میلادی، یکی از تاثیرگذارترین آثار مربوط به انقلاب کبیر فرانسه بود.

واژهٔ آزادی به مفهوم مختلطی اشاره دارد که شامل مفاهیم پایه‌ای خودمختاری، حکومت بر خود و استقلال از یک سو، و توانایی کلی در انجام کارها، داشتن انتخاب‌های مختلف و توانایی کسب هدف‌ها از سوی دیگر می‌باشد. داشتن انتخاب‌های مختلف در مورد انجام یک کار (optionality) به این معنی است که اگر شخص بخواهد آن را انجام دهد، هیچ چیز نباید او را از انجام آن باز دارد و اگر نخواهد آن را انجام دهد، هیچ چیز نباید او را مجبور به انجام آن کند. حد بالای این قابلیت انتخاب این است که حتی عوامل درونی روانی نیز مانعی در انجام انتخاب ایجاد نکنند. میزان وجود این قابلیت انتخاب شخصی لزوماً ربط مستقیمی به خود مختاری حکومتی یک جامعه ندارد.[۱]

محتویات

 [نهفتن

تعریف آزادی [ویرایش]

آزادی امکان عملی کردن تصمیم‌هایی است که فرد یا جامعه به میل یا ارادهٔ خود می‌گیرد. اگر انسان بتواند همهٔ تصمیم‌هایی را که می‌گیرد، عملی کند و کسی یا سازمانی اندیشه و گفتار و کردار او را محدود نکند و در قید و بند در نیاورد، دارای آزادی مطلق، یعنی آزادی بی حد و مرز است. اما چون انسان‌ها به طور اجتماعی زندگی می‌کنند، نمی‌توانند آزادی مطلق داشته باشند. زیرا آزادی بی حد و مرز یک فرد به پایمال شدن آزادی افراد دیگر اجتماع می‌انجامد. به همین سبب است که هر جامعه‌ای با قانون‌ها و مقررات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خاصی هم حافظ آزادی‌های افراد آن جامعه می‌شود و هم حد و مرزهایی برای این گونه آزادی‌ها به وجود می‌آورد. قانون‌ها و مقررات جهانی نیز آزادی‌های مردم سراسر جهان و حد و مرزهای آن‌ها را در جامعهٔ جهانی معین و مشخص می‌کنند. تلاش‌ها و مبارزه‌های انسان در طول تاریخ زندگانی او همواره برای بدست آوردن آزادی مشروع و قید و بند زدن به آزادی مطلق فرمانروایان ستمگر و زورمندان بوده است.

جوامعی که توانسته‌اند بر حاکمان خودکامه پیروز شود و حکومت‌های فردی و استبدادی را براندازد، از آزادی‌های فردی و اجتماعی زیادی برخوردار شده است. قانون اساسی هر جامعه، اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه جهانی حقوق کودک یا پیمان‌نامه حقوق کودک نمونه‌هایی از نتیجهٔ هزاران تلاش بسیاری از انسان‌ها هستند که در راه بدست آوردن آزادی‌های فردی و اجتماعی از آسایش و مال و جان خود گذشته‌اند.

امروزه با اینکه اصول آزادی‌های فردی و اجتماعی در جامعه‌های کنونی جهان معین شده‌اند، ولی هنوز راه درازی در پیش است تا این آزادی‌ها که بر قانون‌ها و اعلامیه‌ها نقش یافته‌اند در نظام‌ها و حکومت‌های سیاسی گوناگون جهان به سود مردم به کار بسته شوند. شکل‌های تازهٔ استعمار و وابستگی‌های سیاسی و اقتصادی و نطامی و فرهنگی بعضی از کشورها به قدرت‌های بزرگ سبب محدود شدن و حتی از میان رفتن آزادی‌های فردی و اجتماعی در بعضی از کشورها شده است.

آیزایا برلین برای آزادی حدود ۲۰۰ تعریف را ادعا می‌کند. همین امر سبب شده است که تعریف دقیفی از آزادی ارائه نشود و به تبیین مصادیق آن اکتفا شود. با این همه می‌توان برای آزادی دو شاخصه مهم در نظر گرفت. یکی فقدان مانع که این شاخصه در تعریف لغوی آزادی نیز نهفته است (در زبان‌های فارسی، انکلیسی و عربی) و دیگری امکان بروز و انجام خواست مورد نظر. برای فهم بهتر این مطلب می‌توان به پرنده‌ای در قفس اشاره کرد که پرنده را فاقد آزادی می‌دانیم چون دارای مانع است اما اگر پرنده از قفس آزاد باشد اما مجال پرواز نداشته باشد (مثلا پرهایش بریده باشد یا به خاطر ضعف امکان پرواز نداشته باشد) باز هم وی آزاد تلقی نمی‌شود. توجه به دو شاخصه فوق برای تعریف آزادی ضروری است.

انواع آزادی [ویرایش]

واژه آزادی به خودی خود واژه بزرگی است و با عبارت‌هایی همچون آزادی‌های اجتماعی و حقوق بشر آمیخته شده‌است. «آزادی» واژه‌ای تعریف شده‌است و دولت به عنوان نماینده مردم وظیفه حفظ و نگهداری «آزادی‌ها» را بر عهده دارد.آزادی یعنی آزادی عمل و اعتقادات انسان مانند دین و مذهب بدون سرکوب شدن با زور و خشونت دولت و سیاست‌مداران باشد.

برخی از آزادی‌های شناخته‌شده به شرح زیرند:

آزادی در اسلام [ویرایش]

سید محمد جواد غروی در کتاب مبانی حقوق در اسلام چنین می نویسد که آزادی مطلوب اسلام اینست که بشر بتواند در سایه ی آن به حقوق طبیعی خود دست یابد بنابراین دانشمندان و عالمان باید با قلم و بیان خود امت را آگاه سازند و منافع مادی و معنوی وی را به او بشناسانند تا در نتیجه عدالت و احسان و تعاون بر نیکی و تقوی بر روابط بین مردم حاکم شود و به موازات آن استبداد و خودکامگی از بین برود.[۲] همچنین آزادی قلم و بیان به منظور افشاء حقایق و انتقاد از مفاسد است تا از فساد حکومت و جامعه به هر شکل که باشد جلوگیری شود. حفظ حقوق خلق و تامین و مصالح جامعه و قلع ماده ی ظلم و جنایت و خیانت، تحقق بخش ترقی و استکمال ملت است و این عین آزادی است.[۳]


آزادی در ادبیات [ویرایش]

فرخی یزدی، دو غزل با ردیف آزادی دارد. مطلع غزل اول چنین است:

قسم به عزت و قدر و مقام آزادی
که روح‌بخش جهان است، نام آزادی

________________________________________________________________________________________

2.
معنای کلمه آزادی در ازهان عمومی متفاوت است
 

كلمه آزادی در ازهان عمومی از یك معنای ساده ای برخوردار است، رها بودن از هر قید و بند، هر چند بیش از دویست معنا د درخصوص كلمه ازادی وجود دارد.

 شنیدن كلمه آزادی روح انسان را صفا می دهد و به انسانها تراوت میبخشد. علی اكبر پیرهادی در كتاب حقوق شهروندی به نقل از فیلسوفان سیاسی می نویسد، آزادی این است كه اشخاص بتوانند هر كاری را كه مایل باشند انجام دهند مشروط بر اینكه عمل آنها صدمه ای به حقوق دیگران وارد نسازد.

سرور و سالار شهیدان حضرت حسین ابن علی (ع) حقیقت آزادی را چنین مطرح می كند. ((وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان، اگر دین ندارید و از روز جزا و حساب نمی ترسید لااقل در دنیای خود آزاده باشید)). گرشما را به جهان دینی و آیینی نیست لااقل مردم آزاده به دنیا باشید.

 ساموئل جانسون آزادی بیان و قلم اینگونه بیان میكند. كلام، لباس اندیشه و شیوه صحبت كردن است كه شیوه تفكر ما را بیان می كند و شیوه تفكر، عملكرد ما را شكل می دهد. ما زندانیان غافل و ناآگاه زبان خود هستیم در حالیكه بیشتر اوقات این محدودیت كم اهمیت جلوه می كند اما هنگام بروز تغییرات مهم در فرهنگ یا جامعه استفاده از واژگان قدیمی برای توصیف چیزهای جدید می تواند آینده آشكار را از دیدگاه ما پنهان نماید.

دیدگاههای متعددی در خصوص آزادی وجود دارد كه این دیدگاهها فرهنگ و ایدئولوژی جوامع را می سازد و ارزشها و معیارهای انسانها و احترام به آنها در جامعه های مختلف متفاوت است .

منتسكیو، مقصود خود از آزادی را چنین بیان می كند ، آزادی این است كه حق داشته باشیم آنچه را كه قانون جایز دانسته انجام دهیم. برخی هم آزادی را قدرت بر انجام دادن یا ترك كردن كاری كه باید انجام داد یا ترك كرد معنی می كنند. آزادی فلسفی، معنوی، اجتماعی، سیاسی، عقیده و مذهب، تفكر،بیان و قلم، تعلیم و تربیت، رفتار فردی از جمله انواع مختلف آزادی هستند.

________________________________________________________________________________________

3.

این اصطلاح معادل واژه لیبرته ( Liberte ) در زبان فرانسه و ریشه لاتین آن Libertas  است که به مفهوم

فقدان جبر و دوری از قید و بند می باشد .

آزادی وضع ، حال و رفتاری است که در آن شرایط و روابط جبری و سنگینی قدرت محسوس نباشد و بازدارنده حرکت ذاتی و طبیعی آدمی نشود .

واژه آزادی در فارسی از ریشه پهلوی " آزات " به معنای وارسته ، نجیب و جوانمرد است . از لحاظ اجتماعی ، آزادی انواع مختلف دارد . آزادی سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و .... و نیز جنبه های متعدد دارد . آزادی بیان ، آزادی نوشتار ، آزادی کردار و ....

آزادی شامل آزادی اندیشه و عقیده و امکان بروز آن در جامعه است و یکی از ارکان دموکراسی به شمار می رود . آزادی مترادف هرج و مرج و عنان گسیختگی نیست . در آزادی متعالی و سازنده امر انتظام مستتر است . آزادی بدون انتظام درونی و برونی ، نوعی هرج و مرج است که با ذات و آثار آزادی مغایرت دارد .

________________________________________________________________________________________







اخرین مطالب