تبلیغات
به طراوت و شهامت یک سیب زندگی کنید. دانش 

به طراوت و شهامت یک سیب زندگی کنید. دانش - براهین فطری




براهین فطری

  • نویسنده: amid gm
  • تاریخ:یکشنبه 9 بهمن 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]
منبع ویکی پدیا

استدلال‌های خداباوران مبتنی بر گواه درونی، گروهی از براهین اثبات وجود خدا هستند.

برخی از این براهین رسالت خود را توجه دادن مخاطب به آگاهی حضوری انسان از وجود خدا می‌دانند؛ اما گروهی دیگر نیز مدعی اقامه برهانهایی هستند که صرفآ یکی از مقدمات آنها فطری بودن خداشناسی است، و نتیجهٔ شان آگاهی حصولی به خدا است.

محتویات

 [نهفتن
  • ۱ فطرت
  • ۲ تقریرها
    • ۲.۱ تقریر از خودآگاهی
    • ۲.۲ تقریر از تجربه دینی
      • ۲.۲.۱ تقریر عام (جدایی با اختیار)
      • ۲.۲.۲ تقریر خاص (جدایی با اضطرار)
    • ۲.۳ تقریر از پاسخ به کمال طلبی انسان و قاعده تضایف
    • ۲.۴ تقریر از اجماع عام
    • ۲.۵ تقریر از خطابردار نبودن فطرت
    • ۲.۶ تقریر از اخلاق
    • ۲.۷ تقریر از عشق
    • ۲.۸ تقریر از زیبایی
  • ۳ پانویس
  • ۴ منبع و مطالعه بیشتر

فطرت [ویرایش]

نوشتار اصلی: فطرت


فطر در واژه به معنای «خلق کردن» و «به‌وجود آوردن» است و وقتی به‌صورت فطرت مبدل میشود؛ یعنی حالت خاصی از خلق کردن. در اصطلاح منظور از فطرت، خلقت خاص انسان است که با دیگر موجودات تفاوت دارد. در معارف اسلامی فطریات انسان را دو بخش می‌دانند:

  1. فطریات در ناحیه شناخت‌ها
  2. فطریات در ناحیه‌گرایش‌ها

اما در حیطه ای عام تر و خارج از دنیای اسلام، تجربه‌گرایانی چون لاک و هیوم این ایده را مورد انتقاد قرار داده‌اند. کانت و دکارت هردو با وجود داشتن اختلاف در دیدگاه، به‌وجود اقسامی از فطریات در انسان باور داشتند.[۱]

تقریرها [ویرایش]

تقریر از خودآگاهی [ویرایش]

نوشتار اصلی: برهان خودآگاهی
آ: انسان معلولی مجرد است.
ب: هر معلول مجرد نسبت به‌علت تامه خود آگاهی حضوری دارد.
پس: انسان به خداوند آگاهی حضوری دارد.
توضیح آ: تشکیل‌دهنده هویّت انسان و درک‌کننده داده‌های حسی او (روح انسان) ویژگی‌های ماده را ندارد و مجرّد است.[۲]
توضیح ب: معلول عین‌الربط به‌علتش است. نسبت معلول به‌علت هم‌چون نسبت پرتو نور به منبع نور است. معلول مجرّد غایب از علت نیست و همیشه در محضر علت خود است و در حدّ خود آگاه نسبت به‌علتش است.[۳]

حدیث از امام اول شیعیان:«مَن عرفَ نفسه؛ عرف ربّه.»[۴]

تقریر از تجربه دینی [ویرایش]

نوشتار اصلی: برهان تجربه دینی

بالفعل‌شدن فطرت خداآشنای انسان نیازمند شرایطی است. به تصریح صدر، مادی‌گرایی و دنیاگرایی، مانع شکوفایی و بالفعل‌شدن آن می‌شود.[۵] اما اگر انسان با «اختیار» یا «اضطرار» از دنیا و مادیات جدا شود؛ خدا را می‌یابد:[۶]

  • نمونه جدایی با اختیار: تصفیه درون از راه انجام ریاضت‌های شرعی و دستورات عرفانی.
  • نمونه جدایی با اضطرار: قرارگیری در شرایطی که سبب قطع امید از اسباب مادی شود.

تقریر عام (جدایی با اختیار) [ویرایش]

در ما شهود نسبت به یک واقعیت مقدس و ارزشمند وجود دارد، و این شهود نمی‌تواند به مبادی طبیعی استناد یابد، پس وجود یک واقعیت فوق طبیعی که خداوند باشد؛ برای توجیه این شهود معنوی، ضروری است.

تیلور از مدافعان غربی برهان است.

تقریر خاص (جدایی با اضطرار) [ویرایش]

  • سوره اسرا:
« و چون در دریا به شما صدمه ای برسد هر که را جز او می‌خواندید ناپدید (و فراموش) می‌گردد و چون (خدا) شما را به‌سوی خشکی رهانید رویگردان می‌شوید و انسان همواره ناسپاس است.  »
  • سوره عنکبوت:
« هنگامی که بر کشتی سوار می‌شوند خدا را پاکدلانه می‌خوانند (ولی) چون به‌سوی خشکی رساند و نجاتشان داد به ناگاه شرک می‌ورزند.[۷]  »
  • حدیث از امام ششم شیعیان:
« الله همان است که همه مخلوقات هنگام نیازها سختی‌ها و ناامیدی از هر چیز به او پناه می‌آورند.  »
  • حدیث از امام ششم شیعیان:
« روزی شخصی به جعفر صادق گفت: «بحث‌ها و مجادله‌ها درباره وجود خدا مرا متحیّر کرده‌است؛ مرا راهنمایی کنید.» حضرت گفت: «آیا سوار کشتی شده‌ای؟» راوی پاسخ داد: «بله.» گفت: «آیا پیش آمده که کشتی تو بشکند و در میان امواج راه نجاتی نداشته باشی؟» پاسخ داد: «بله.» گفت: «آیا در این هنگام، قلبت به چیزی که قادر بر نجات تو باشد، متوجه نشد؟» پاسخ داد: «بله، قلبم به موجودی که قادر بر نجاتم باشد تعلّق گرفت.» فرمود: «آن موجود خداوندی است که وقتی نجات‌دهنده‌ای نیست، او قادر بر نجات است.»[۸][۹]  »

محمدحسین طباطبایی ذیل آیه‌ی: وما بِكُم مِّن نعمةٍ فمِن اللّهِ ثم إذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فإلیهِ تجأَرُون (ترجمه: آن‌چه از نعمت‌ها دارید همه از ناحیه خداست، سپس چون ناراحتی‌ها به شما می‌رسد او را می‌خوانید.)[۱۶–۵۳] می‌نویسد:[۱۰]

آ: انسان‌ها در سختی‌های شدید که سبب قطع امید از اسباب ظاهری می‌شود، خدا را می‌خوانند.
ب: لازمهٔ امید، وجود متعلّق امید است (... ولا رجاء إلاّ و هناک مرجوٌ منه)؛ (زیرا تحقق خارجی مفاهیمی که معنای تعلّق و نسبت دارند، مانند محبت، دشمنی و اراده، بدون تحقق متعلّقشان ممکن نیست.)
پس: فطرت انسانی سببی فراتر از اسباب ظاهری می‌بیند که این حوادث در آن سبب اثری ندارند.

تقریر از پاسخ به کمال طلبی انسان و قاعده تضایف [ویرایش]

نوشتار اصلی: برهان پاسخ به امیال درونی


تضایف: صفت اضافی یعنی وصفی که بیان‌کننده هیأت اضافه (هیئة الإضافة) است؛ مانند پدری و پسری، دوری و نزدیکی، بالایی و پستی، عاشقی و معشوقی[۱۱] که بر نسبت خاصی میان دو موصوف دلالت می‌کنند و چون بیان‌کننده هیأت اضافه و نسبت‌اند و اضافه قائم به دو طرف است، نمی‌توانند بدون متعلّق باشند و محال عقلی است که یکی بالفعل باشد و دیگری نباشد. در اینجا نیز عشق، محبت یا امید نسبت به خدا حقایق ذات‌الاضافه‌اند؛ پس بدون متعلّق (خدا) موجود نیستند. البته ربط و نسبت بین محب و محبوب، ربط اشراقی است، نه این که بین مضاف و مضاف‌الیه چیز سومی به‌نام اضافه باشد.

محمدعلی شاه‌آبادی پس از اثبات «فطرت کمال مطلق خواهی انسان» استدلالی با این کیفیت اقامه می‌کند:[۱۲]

آ: وجود عشق فطری و بالفعل انسان به خیر و کمال مطلق ثابت شد.
ب: عشق از صفات اضافیه است.
پس: عاشق بالفعل، معشوق بالفعل را اقتضا می‌کند.

وی مشابه این اثبات را با صفت «امیدواری فطری به خدا» نیز اقامه کرد.[۱۳]

سید روح‌الله خمینی:[۱۴]

آ: همه با فطرت عشق به کمال مطلق سرشته شده‌اند.
ب: موهوم ناقص است.
پ: فطرت متوجه کامل مطلق و نامحدود است.
پس: معشوق نمی‌تواند موهوم باشد.

تقریری دیگر از او:[۱۵]

آ: عاشق و معشوق متضایفین هستند.
ب: متضایفین در قوّه و فعل متکافئین هستند.
پس: معشوق فطری باید بالفعل باشد.

تقریر از اجماع عام [ویرایش]

نوشتار اصلی: برهان اجماع عام

عموما ادعا شده که باور به مذاهب در تمام جوامع بشری وجود داشته است.[۱۶]

تقریر از خطابردار نبودن فطرت [ویرایش]

جیمز جویس:[۱۷]

آ: انسان آزادی عمل را دوست دارد و از هر موجدی با قدرت برتر، متنفر است.
ب:گرایش به دین و خدا و تصدیق وجود خدا در انسان فطری است.
پ:گرایش به دین و خدا، این آزادی عمل را تحدید می‌کند.
پس (۱): موجود بودن خدا ندای عقل است نه تمایلات، چون این دوگرایش علیه یک‌دیگرند.
ت: عقل اساساً معتبر است. (در غیر این صورت، جست‌وجوی حقیقت عملی باطل است.)
پس (۲): اعتقاد به‌وجود خدا درست است.

تقریر از اخلاق [ویرایش]

نوشتار اصلی: برهان اخلاقی

براهین اخلاقی تقریرهای مختلفی را شامل می‌شوند. در برخی از آنها از ثبات برخی احکام و قوانین اخلاقی در اثبات مبدا فراانسانی واضع آن احکام استدلال شده است.

در برخی دیگراز احساس اقتدار اخلاقی در شرایطی که اراده جزئی انسان خلاف آن عمل می‌کند، بر مبدا الهی استدلال شده است.

در برخی نیز با بهره‌گیری از همان قاعده تضایف که پیشتر توضیح داده شد، از استلزام میان قانون(اخلاق) و قانونگذار(خدا) به‌وجود خدا استدلال شده است.

این برهان را نخستین بار ایمانوئل کانت مطرح نموده است. کانت عقل آدمی را به عقل نظری و عملی تفکیک می‌کرد. او عقل نظری را از اثبات وجود خدا ناتوان دانست، اما همزمان اثبات خدا را با استفاده از عقل عملی ممکن اعلام نمود.

تقریر از عشق [ویرایش]

نوشتار اصلی: برهان عشق


تقریر از زیبایی [ویرایش]

نوشتار اصلی: برهان زیبایی
_______________________________________________________________________________________________

Theistic arguments based on internal evidence, proofs of the existence of God.

Some of these proofs of his mission to call attention to the awareness of God's existence as a human person but also a group that claims are filed Brhanhayy only one of them arrangements of natural theology, and thus ensure their awareness of God.
Contents
 
[Hide]

    
A nature
    
2 presentation
        
2.1 presentation of consciousness
        
2.2 presentation of religious experience
            
2.2.1 General presentation (with the separation)
            
2.2.2 a statement (the separation of emergency)
        
2.3 A statement of the perfection of human justice and the rule Tzayf
        
2.4 presentation of the general consensus
        
2.5 No statement of the nature Khtabrdar
        
2.6 statement of ethics
        
2.7 statement of love
        
2.8 statement of beauty
    
3 Notes
    
4 Sources and further reading

Nature [edit]
Main article: Nature


Fitr means the word "creation" and "to create" and when it is disguised as nature, ie, a particular mode of creation. In terms of temperament, the special creation of man that is different from other creatures. Indigenous people as part of Islamic teachings:

    
Indigenous knowledge in the area
    
Innate in Nahyhgrayshha

But in the more general area and outside the Muslim world, such as Locke and Hume Tjrbhgrayany have criticized the idea. Both Kant and Descartes, despite having differences in viewpoint, create the kinds of indigenous people believed. [1]
Exposition [edit]
Exposition of consciousness [edit]
Main article: Argument from Consciousness

    
A man is a single effect.
    
B: The effect upon the consciousness of its own Tamh is present.
    
The man of God is present.

    
A description of: forming identity and sense data Drkknndh his (human spirit) is a single character does not matter. [2]

    
Note B: Bhltsh Ynalrbt is disabled. Due to the effect of light is the light source. Single-effect is absent and the reason why their presence is always aware of its limits is Bhltsh. [3]

Hadith of Imam: "I practice itself; Rebecca norm." [4]
Presentation of religious experience [edit]
Main article: Argument from religious experience

Balflshdn Khdaashnay human nature when it is needed. The top states, materialism and secularism, it is the prosperity and Balflshdn. [5] However, if a man with "authority" or "emergency" be removed from the material world, he finds [6]

    
The separation of power: the treatment of the religious Ryazthay and mystical orders.
    
The separation of emergency: placement in a situation that is certainly the hope of moving material.

General statement (with the separation) [edit]

We are witnesses to the fact there is a sacred and precious, and this intuition does not rely on natural principles, the existence of a supernatural reality that God is the moral justification for this intuition is necessary.

Western advocates of Taylor's argument.
Special presentation (separation of emergency) [edit]

    
Chapter prisoners:

"I will hurt you in the sea, except that he call the missing (and missed) and I will (God) and get you unto the land Rhanyd alienated man is ever ungrateful. "

    
Chapter spiders:

"Once on board the ship they call God Pakdlanh (but) they brought unto the land, and saved him Shrek suddenly affirmed. [7]"

    
Hadith of the sixth Imam of the Shia:

"Allah is the same creatures that not all the hardships and despair of anything he needs shelter. "

    
Hadith of the sixth Imam of the Shia:

"Once a person to Sadiq Jafar said:" The discussions and debate about the existence of God has amazed me, Help me. "He said," has limited the ship? "Ravi replied:" Yes. "He said:" I come before the ship the waves break and I have no way out? "He answered:" Yes. "He said:" When you do this, your heart to something that is able to save you, did you? "He answered:" Yes, my heart to inventory Help Me went on to be able to. "He said:" It is the God who is the Saviour, he is able to save. "[8] [9]"

Mohammad Tabatabai following verse: we Bkm Nmh Fmn my God inasmuch Mskm Alzr Falyh Tjarvn Sm (translation: they have all the blessings from God, then the problems you read it to him.) [16-53] wrote: [10]

    
A: People certainly hope that the severe hardships of the toy appears, God call.
    
(B) requires hope, there is hope of belonging (Raja Vela ... Ella and my Mrjv Hnak) (because the sense of belonging and are foreign concepts, such as love, hatred, and will, without realizing Mtlqshan is not possible.)
    
Then moving outward beyond the causal nature of human events it sees that it does not work.

Presentation of the response to the perfection of human justice and the rule Tzayf [edit]
Main article: Argument in response to internal impulses


Tzayf: Additional attributes attribute of the delegation added that the stater (Hyyh Alazafh) is like a father and son, far and near, high and postal lovers [11] that a certain ratio between the two implies that he and the board added stater and Nsbtand and added to the vertical sides, it can be impossible without all the mental and the other one is not actual. Here too the love, affection or hope to God Zatalazafhand facts so without belonging (God) are not available. The relevance of the ratio between the lover and loved, what is illuminated, not the possessive, and added that extra something is called a third.

MA Shahabady of proof "will perfect human nature" argument is brought with the quality [12]

    
A: There's love and the innate human potential for good and was still perfect.
    
B: Love is Azafyh traits.
    
Then actual love, the lover actually requires.

He proved with the same adjective "natural hope in God" was also filed. [13]

Seyyed Ruhollah Khomeini: [14]

    
A: Everyone with a love of nature are perfect Srshth.
    
B: fictitious incomplete.
    
C: that nature is full of absolute and unlimited.
    
So: the beloved is not fictitious.

Another statement from him: [15]

    
A: Mtzayfyn are lovers.
    
B: The branches and Mtzayfyn Mtkafyyn are verbs.
    
Following: actual lover must be innate.

Exposition of the general consensus [edit]
Main article: Proof of general consensus

General claim that religious belief is present in all human societies. [16]
Exposition of the nature being Khtabrdar [edit]

James Joyce: [17]

    
A man loves the freedom and power of fathering excellence, is hated.
    
B. a tendency to acknowledge religion and God and God is innate in humans.
    
C: orientation to religion and God, the freedom to make a reservation.

        
So (1) the availability of God's voice of reason, not sentiment, because Dvgraysh against each other.
        
D: I basically valid. (Otherwise, the search operation is invalid.)

            
Then (2): belief that God created is good.

Statement of ethics [edit]
Main article: Moral Argument

Tqryrhay different moral proofs are included. In some of the stability of certain provisions of laws and rules of moral reasoning in the proof of origin, it is clear Fraansany.

Reject, in some sense of moral authority when it acts contrary to the will of the human component, the argument is of divine origin.

Some also take advantage of the rule Tzayf previously described, the implications of the law (ethics) and law (God) has argued that God created.

Immanuel Kant's first argument has been raised. Kant, human reason was divided into theoretical and practical wisdom.
Exposition of Love [Edit]
Main article: Proof of Love

Exposition of beauty [Edit]
Main article: Argument from beauty






اخرین مطالب